آرشیو دسته بندی: گونتر گراس

چپ‌دست‌ها

اریش مرا زیر نظر دارد. من هم چشم از او برنمی‌دارم. هر دوی ما اسلحه به دست داریم و مسلم است که ماشه را خواهیم چکاند و یک‌دیگر را زخمی خواهیم کرد. اسلحه‌های ما پُرند. ما هفت تیرهایی را به طرف هم گرفته‌ایم که طی تمرین‌هایی طولانی آنها را آزمایش کرده و بلافاصله پس از تمرین به‌دقت تمیزشان کرده‌ایم. فلز سرد اسلحه کم‌کم گرم می‌شود. چنین ماسماسکی از درازا بی‌خطر به‌نظر می‌رسد. آیا نمی‌توان یک خودنویس یا یک کلید بزرگ و برجسته را هم همین‌طور نگه داشت و خالهٔ ترسوی خود را که دستکش چرمی مصنوعی و سیاه رنگی به دست دارد، وادار به جیغ زدن نمود؟ من هرگز نباید این فکر را به خود راه بدهم که هفت‌تیر اریش خطا نشانه‌گیری می‌کند و یا یک اسباب‌بازی بی‌خطر است. از طرفی می‌دانم که اریش هم ثانیه‌ای در خطرناک بودن اسلحهٔ من شک نمی‌کند.